اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
374
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
خالفه فدعوه . « توقف كردن نزد هر شبهه اى از فرورفتن در هلاكت بهتر است ، و رها كردن حديثى كه آن را روايت نكرده باشى بهتر است تا روايت كنى حديثى را كه آن را ضبط نكرده اى ، همانا بر هر حقى حقيقتى است و بر هر صوابى روشنىاى ، پس آنچه را با كتاب خدا موافق باشد بگيريد و آنچه را با آن مخالف باشد رها كنيد » . و جعفر ( بن محمد ) گفت : ثلاثة يجب لهم الرحمة : غنى افتقر ، و عزيز قوم ذل ، و عالم تلاعب به الجهال « سه دستهاند كه دلسوزى براى ايشان واجب است : توانگرى كه نادار گردد ، عزيز طايفه اى كه خوار شود ، و دانشمندى كه نادانان او را به بازى گيرند » . و گفت : من اخرجه الله من ذل المعاصى الى عز التقوى اغناه الله به غير مال و اعزه الله به غير عشيرة ، و من خاف الله اخاف الله منه كل شىء ، و من لم يخف الله اخافه الله من كل شىء ، و من رضى من الله باليسير من الرزق رضى منه باليسير من العمل ، و من لم يستح من طلب الحلال خفت مؤنته و نعم اهله ، و من زهد فى الدنيا اثبت الله الحكمة فى قلبه فاطلق لسانه من امور الدنيا دائها و دوائها و اخرجه منها سالما . « كسى كه خدا او را از خوارى گناهان به سوى عزت تقوى برد ، خدا او را بدون مال بىنياز و بدون قبيله عزيز گرداند ، كسى كه از خدا بترسد خدا همه چيز را از او بترساند ، و كسى كه از خدا نترسد خدا او را از همه چيز بيمناك سازد ، كسى كه از خدا به روزى اندك خشنود باشد ، خدا به عمل اندك از وى خشنود گردد ، كسى كه از جستن حلال شرم نكند ، هزينه اش سبك شود و خانواده اش در وسعت باشند ، كسى كه دل از دنيا ببرد ، خدا حكمت را در دلش جاىدار سازد و زبانش را از امور دنيا ، دردش و درمانش رها سازد و او را از دنيا سالم بيرون برد » . و روايت شده است كه گفت : لما نزلت على رسول الله « * ( لا تمدن عينيك الى ) *